به بهانه نهمین سالگرد درگذشت استاد سید عبداللطیف هاشمی

جهت ورود کلیک فرمایید


صدای ماندگار رادیو کرمانشاه

به قلم استاد محمد علی چاوشی

در سوگ صدای نابی که هرشب هویت مارا روایتگر بود

نوجوانیِ  نگارند ه ی این سطور در نیمه دوم دهه ی پنجاه آغاز شدو در فرجام آن جوانی ازراه رسید. در این روزگار شهر زادگاه و زیستگاه هم نسلان وهمسالان من در اوج مدنیت تاریخی اش ازجغرافیای جوامع کهن و عصر عضله و توده وار زیستن، فاصله گرفته و با شتاب به سوی زیست فرهنگی و فردیت فربه انسانی به پیش می رفت. شهری شیک و شاد با هویتی رنگین کمانی و نو به نو تازه شونده، با کالبدی اصیل وعتیق، که در پهنه ی پیرامون و کانونی آن هر روز رخدادی خوش و خجسته در حال وقوع و رخنمود بود و فضا و فرصتی تازه به داشته های شهر اضافه و انباشته می شد. بوستان های شیرین، شرکت نفت، ولیعهد (ولیعصر) و زنبق و سیزده سینما و پنج آمفی تاتر و یک مرکز رادیو تلویزیونی چهارصد کیلو واتی که تا فراسوی آفریقا برد امواجش اوج می گرفت، از جمله داشته های بسیار شهر زادگاه و زیستگاه ما (کرمانشاه) بود از زمره ی داشته های بسیاری که اندکی از آن را برشمردم دو نهاد آموزشی و اطلاع رسانی نقش ماندگار و تاثیر گذارتری در فربهی فرهنگ و اوجمندی اندیشه ی شهروندان کرمانشاهی داشتند. نخست رادیو تلویزیون کرمانشاه، دوم دانشگاه رازی، که هر دو نهاد در سنجه ی معیارمندیهای آن روزگار در شمار طراز نخست  ملی  قرارداشتند. یادآور می شوم که در آن روزگار غیر از صداوسیمای مرکز کرمانشاه در دیگر استانهای  دامنه های زاگرس هچون همدان، کردستان، ایلام، و لرستان؛ یا  صدا و سیمای مستقلی وجود نداشت و یا اگر وجود داشت فقط اجازه بازپخش تولیدات مرکز کرمانشاه رابه صورت پارلل داشتند  وهم چنین بود ماجرای دانشگاه رازی که تنها دانشگاه سراسر زاگرس به شمار می آمد و شعبی ازآن در کردستان (دانشکده تربیت دبیر) و در ایلام (دانشکده ی دامپروری)؛ تاسیس گردید. در چنین روزگاری، زمان و زمینی جوانی من و هم نسلانم آغاز شد  و رسانه ی پر طنین رادیو  در این فضا نخ ارتباط نخبگی در جامعه به شمار می آمد که دو نام از طریق این رسانه، بسامد بسیار داشت و در شبانه روز چندین بار نامشان به شنیدار می آمد. سیدطاهر سیدزاده هاشمی و  سید عبداللطیف سیدزاده هاشمی. برای سخن گفتن از شان و شکوه این دوبزرگ، مجال و فرصتی فراهم تر از حوصله ی این مقال لازم است تا اندکی از خوان فهم، فضل ،خرد، و هنر این عمو  و برادر زاده گشوده گردد و لختی از آثار و آفریده های ذهن ضمیر این دوگانه ی یگانه به نوشتار آید. در آن روزگار هرشب دو برنامه ادبی و آیینی که به خامه ی خردنگار علامه سیدطاهر هاشمی نگاشته می شد با  صدا،سخن و کارگردانی رادیویی استاد لطیف هاشمی اجرا می گردید وبه راستی که خوانش نوشتارهای علامه هاشمی به ویژه بخش آئینی آن به سبب وجود اصطلاحات تخصصی فقهی و عبارات ملمع عربی، پارسی، و کردی آن در توانش هر گوینده و نریتوری نبود و حتما گوینده می بایست توانش ادبیات تازی و آگاهی های ویژه ی دینمردان داشته باشد، که لطیف الحق ازاین توانش و آگاهی به خوبی برخوردار بود. لطیف هاشمی روزگاری به عنوان گوینده و نریتور کارخود را شروع کرد که ابرستاره ای به نام شکرالله بابان در اوج آن اقتدار داشت و محبوب همگان که حضور و عبور از مدار ساحتی چنین محال و ناممکن می نمود. اما لطیف هاشمی با درک،دانش نظری و مهم تر ازآن برخورداری از دلی شوقمند و صدایی نغز و ناب توانست از مدار شکوه و شهرت شکرالله بابان عبور کند و ژانر ی مستقل و مختص به خود بی هیچ شائبه ی تقلید و پیروی از دیگران را به نام ژانر هاشمی رقم زند. صدای لطیف صدایی از در فاصله ی موسیقایی باس و تنور بود، با خش وبغضی دلپذیر و گرم و گیرا که زنگ وطنین آن دیدنی ترین شنیدنی را رقم می زد. هوارگه ی دلان و هونراوه ی هه ینی دو برنامه ی پر مخاطب رادیویی بودند که به سبب سرشت هنری برنامه ها و تناسب آن ها با پسند ذوق و خاطر لطیف، زیباییهای آوایی و بیانی ناب صدای او را بیرون می کشید و پژواک می بخشید. بی هیچ گزافه واغراقی  الفت و آشنایی اینجانب با  ادب و گویش سورانی مرهون صدای زیبای استاد لطیف هاشمی وخوش خوانیهای اوست که از طریق برنامه ی هوارگه ی دلان هر شب ضمیر خویش را در مسیر بارش امواج آوایی شعر خوانی او قرار می داد و بر کامه ی ناآشنایی با زبان گوینده و مفهوم متن مورد خوانش او تحت تاثیر زیبایی صدا و ایست و اکسنت های استادانه ی او توانست در ادامه و استمرار، گویش سورانی را دریابد و فرا گیرد .دریغا که آن صدای گرم و گیرا غافل گیر اجل عاجل شد و طنین بی مانندش خاموش گردید. صدایی که هنوز هم همانندی برایش نیافته ام و اگر بخواهم شبیه و مانندی برایش دربین صداهای آشنا بیابم ،ناگزیرم فقط بر نام احمد شاملو و آن صدای گس،گرم و گیرایش توقف کنم .لطیف شاملوی کردزبانان بود ودریغ که مجال آن را نیافت تا همه ی هم میهنان، ضیافت صدای نابش را به خاطر بسپارند.

رادیو ایران حافظه ی شنیداری ما است و ای کاش که درِ این حافظه ی ملی به روی مردم میهن باز شود و پیش ازآن که صداهای ماندگار بزرگانی چون استاد لطیف هاشمی از  یادها فراموش گردد و یا خدای ناکرده یادگارهای شنیداری  ملی این بزرگان از حافظه ی آنالوگ ریلهای تری ام و  کا آل، به سبب اکسیداسیون پاک و محو گردد، با گشودن درهای آرشیو  رادیو ایران به روی صاحبان صدا و وارثان آنان از برباد رفتن حافظه و هویت جمعی ِما جلوگیری کنند و نشان دهند که به گفته ی فروغ :باور دارند که تنها صداست که می ماند .

 محمد علی چاوشی

 

 

 

 

 

 

 


مشخصات

  • منبع: http://yaserhashemi.persianblog.ir/post/41
  • کلمات کلیدی: هاشمی ,صدای ,لطیف ,رادیو ,استاد ,برنامه ,لطیف هاشمی ,استاد لطیف ,گویش سورانی ,شکرالله بابان ,سیدزاده هاشمی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای